آروینآروین، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره

نوه گلم آروین

تنبلی مادر جون ومسافرت

1393/5/27 11:23
نویسنده : مادر جون
994 بازدید
اشتراک گذاری

آره یه سه ماهی شد که نتونسته بودم برات چیزی یادداشت کنم.آخه خیلی در گیر بودیم مگه نه!!!!!!! شما داشتی بزرگ میشدی حوصله ات زود سر میرفت روز ها هم که بلند تر می شدن سر گرم کردن شما هم سخت تر می شد. روزها گذشتن وبلاخره مامان امتحان تخصصش رو داد.واون شب که نتیجه اش رو دید .بابا علی شیراز نبود.پدر جون هم رفته بود کوه ودایی سیامک هم با بچه ها بیرون بود.من و شما ومامان یه جشن کوچولو با هم گرفتیم  .رفتیم پارک و بعدش هم بقول جوون ها یه پیتزا هم زدیم تو رگ ....خنده شما هم که کلی کیف کردی وشامت رو روی میل خوردی. اما هنوز کار من وشما ودرس خوندن مامان تموم نشده بود.آخه مامان یه امتحان دیگه هم داشت.(امتحان برد) اما نگرانی من ومامان این بود که من داشتم می رفتم پیش دایی بابک (آمریکا) ومونده بودیم که این یک ماه و نیمی که مونده به امتحان مامان کی از شما مراقبت کنه تا مامان خیالش راحت باشه ودرسش رو بخونه...به این نتیجه رسیدیم که برید فسا تا شما بتونی پیش بابا علی بمونی.با این تصمیم خیال من راحت شد.که شما پیش مامان وبابا هستی.الان که دارم برات می نویسم یک ماهی هست که پیش شما نیستم.اما مرتب همدیگه رو می بینیم.بعضی از شب ها که خوابت نمی بره ویاد من میوفتی مامان تماس میگیره ومن وپدر جون باهات صحبت می کنیم.بعضی وقتها هم برات لالایی می خونم که بخوابی .کتاب قصه هات رو نشونم میدی .وقتی از رو لب تاب بوست میکنم میگی "بازم بازم" ای شیطون بلا....حالا دیگه چیزی به امنحان مامان نمونده ..اما تو این مدت بابا جونت مریض شدن وبابا در گیر مداواشون بود.وشما چند مدتی هم با خاله بی تا و آبتین گذروندی. در ضمن تو این فاصله هم مامان دنبال یه مهد کودک خوب برای شما بود وکلی هم سفارش وسایل مهد کودک داده تا برای شما بیارم. حالا اگه تونستم عکس چند تاش رو برات میذارم تا وسایل مهد کودکت یادت بمونه .....فعلامحبت

 

 

پسندها (1)

نظرات (1)

مامان عسل 
28 مرداد 93 8:22
سلام مادرجونی آروین دوست گلم ممنون که به ماسرزدین خوشحالم که باهم دوست شدیم منم باافتخارفراوان لینکتان کردم بازم پیشمان بیاین خوشحالمان کنین آروین جونم ازدوربوووووووووووووس
مادر جون
پاسخ
سلام عزیزم سلامت باشی .ما هم خوشحالیم که با عسل خانوم آشنا شدیم.